محمد الريشهري
63
شرح زيارت جامعه كبيره يا تفسير قرآن ناطق ( فارسى )
شميم اولياى خدا ، متنعّماند . استاد بزرگوار ، مرحوم حاج آقا حسين فاطمى ، داستانى شگفت از ارتباط با عالم غيب ، نقل كرده است . وى مىنويسد : شخصى به نام ميرزا حسن ، پيش از حركت براى تشرّف به آستان مقدّس امام رضا عليه السلام ، به محضر حاجى اشرف ، از علماى مازندران رسيد . حاجى اشرف ، پاكت نامهاى به وى داد و از او خواست تا جواب نامه را از امام رضا عليه السلام بگيرد و باز آورد . ميرزا حسن ، بسيار تعجّب كرد كه : چرا عالم بزرگوارى ، مانند عوام النّاس مىانديشد و خدمت امام ، عريضه مىنويسد ؟ ! به هر روى ، در نهايت بىارادتى ، پاكت نامه را با خود به مشهد برد و بر روى ضريح نهاد . پس از چند ماه توقّف در مشهد مقدّس ، روز قبل از بازگشت ، پس از نماز مغرب به نافله مشغول مىشود كه در همين حال ، مكاشفهاى برايش رُخ مىدهد و مشاهده مىكند كه حرم را خلوت مىكنند . ميرزا حسن ، تعجّب مىكند و به قصد ترك حرم ، از جاى بر مىخيزد كه به ناگاه ، بزرگوارى را مىبيند كه در نهايت عظمت و وقار ، از طرف ضريح به سوى وى مىآيد تا رو به روى او مىايستد و مىفرمايد : « ميرزا حسن ! وقتى به اشرف رفتى ، سلام من را به حاجى اشرفى برسان و از قول من به او بگو : آيينه شو ! جمال پرىطلعتان طلب * جاروب زن به خانه و پس ، ميهمان طلب » « 1 »
--> ( 1 ) . متن نوشته مرحوم حاج آقا حسين فاطمى در كتاب جامع الدّرر ( ص 47 - 50 ) ، چنين است : « احقرِ عباد ، حسين فاطمى ، شنيدم از جناب مستطاب آقاى حاج شيخ غلامعلى فخر الادبا سالك تهرانى ( كه از متديّنين و موثّقين اخيار اهل تهران مىباشند كه در ايّام هفته ، مجالسى به واسطهء ايشان ، منعقد و در ترويج احكام دين ، مؤيّد و موفّق مىباشند ) از ايشان تقاضا كردم كه عين حكايت ذيل را به قلم خود نوشته و به من بدهند و پذيرفتند و حكايت ذيل ، عين مكتوب ايشان است : بسم اللَّه الرحمن الرحيم . سال بيستم ولادت اين بنده ، سنهء 1322 هجرى قمرى ، به مصاحبت مرحوم ميرزا شيخ صديق الأطبّا ، حامل جنازهء مرحوم ساعد الدّولهء تنكابنى به ارض اقدس ، مشرّف گرديده ، در مراجعت ، جناب